علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
89
آيين حكمرانى ( فارسى )
بدانچه حقش هست بستاند . من آن را به عدل او [ - پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله ] و راستى او و براى خداوندى توانا كه بر آفريدگان مهر مىورزد پذيرفتم . آن خدايى كه روزى سرشار خويش را بر همه كسانىكه در خاور و باخترند فرو مىبارد « 1 » . سپس به نمايش ميان دو اردو ، از اين سوى بدان سوى مىرفت . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله كه اين ديد فرمود : « اين راه رفتنى است كه خداى آن را ناخوش مىدارد ، مگر در اين جايگاه » « 2 » . او بدينسان به پيكار درآمد و جنگ را آغاز كرد و پايدارى نشان داد و درهم كوبيد ، در حالى كه چنين مىگفت : من همانم كه وقتى در پاى نخل بوديم ، خليلم با من پيمان گذارد ، كه در همه روزگاران تا آنگاه كه شمشير خدا و پيامبر را در كف گرفتهام كوتاهى روا ندارم « 3 » . به هر روى ، چنانچه با گواههايى كه آورديم آغاز كردن پيكار و هماوردطلبى جايز باشد ، اجازه دادن به هركس براى هماوردى مشروط به دو شرط است : يكى آنكه وى دلير و شجاع باشد و به خود اين اطمينان را داشته باشد كه در رويارويى با دشمن ناتوان نخواهد ماند ؛ چه اگر گمانى بر خلاف اين داشته باشد اجازه دادن به وى ممنوع است .
--> ( 1 ) . چند بيتى است از بحر سريع : انا الذى اخذته فى رقه * اذ قال من يأخذه بحقه قبلته بعدله و صدقه * للقادر الرحمن بين خلقه المدرك الفائض فضل رزقه * من كان فى مغربه و شرقه ( 2 ) . « انها لمشية يبغضها اللّه الا فى هذا الموطن » . حديث و نيز ماجراى تاريخى يادشده را بنگريد در : ابن هشام ، السيرة النبوية ، ج 4 ، ص 13 ؛ طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ج 2 ، ص 63 و 64 ؛ ابن كثير ، البداية و النهاية ، ج 4 ، ص 15 ؛ ابن جوزى ، المنتظم ( حتى 257 ق . ) ، ج 3 ، ص 164 و ج 4 ، ص 91 ؛ ابن حجر ، الاصابه ، ج 6 ، ص 559 ، ج 7 ، ص 119 ؛ سبكى ، طبقات الشافعية الكبرى ، ج 1 ، ص 253 ؛ ذهبى ، سير اعلام النبلاء ، ج 1 ، ص 244 - م . ( 3 ) . دو بيت است از بحر سريع : انا الذى عاهدنى خليلى * و نحن بالسفح من النخيل الا اقوم الدهر فى الكبول * اخذت سيف اللّه و الرسول ابيات را بنگريد در : طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ج 2 ، ص 74 ؛ ابن كثير ، البداية و النهاية ، ج 4 ، ص 16 ؛ ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 556 ؛ ابن حجر ، الاصابه ، ج 6 ، ص 559 - م .